|
...!!!
یه مقاله پیدا کردم توش نوشته میرم...!
دارم میرم از اینجا... همین!! گويند: دل به دل راه دارد...!
دلش به همه شاهراه دارد !! هنر ما را در مچ گيري زير سوال مي برد... شايدم بالاي تعجب!! نفوذ مي خواهم به درونت !!...
نه آنطور که تو موذيانه ميفکري!! همانطور که آن کرم موريانه مي خواهد !! تنهايي هاي ذهنم را... با طبل و شيپوري گوش خراش و جيغ ها يي ...، خفه کرده اند !! دلم نه براي تو ...! بلکه براي اون... سه تا تعجب روي سرت تنگيده !!
گاهي ميدون دوي استقامت عقربه کوچيکه، شبيه سقوط آزاد از بالاي يه برج 4000 طبقه اس(!)... همونقدر طولاني،پر هيجان و بي هوا !! ... : روزی ۲۰ بار به عزرائیل تک بزن !!
!!!:خشن...! ؟!?: و در آن هنگام که تمام رفقای من(!) بیدارند و پرسه می زنند...
و با شاخکهایشان در حال کندوکاوند...!... من، در میان انبوهی از هوای سیاه (!) به روبرو زل زده ام و به حال همه هیچ دل نمی سوزانم !! پ ن : و اون(شاعر) در انتها، به احدی نبوده که فخر نفروشیده باشد !! |